دوباره مينويسمت، بدون اينکه بشمرم
بدون اينکه عطرتو، به ذهن خونه بسپُرم
به ناخود آگاه خودم، سري دوباره ميزني
بدون اينکه حس کنم، هزار صفحه با مني
چه ساده ميرسم به تو، هميشه زود باورم
که خواب با تو بودنو، بدون گريه ميپرم
ترانهساز من شدي، پر از اميد و آرزو
چرا سکوت ميکني، به جاي من خودت بگو
چه ساده ميبري منو، به انتهاي دفترم
درون اين ترانهها من از خودم جلوتَرَم
به داد واژهها برس، که عاميانهتر بِشَن
ازعاشقونهها بگو، نگاهمو ورق بزن
صداي بيصداي من، هميشه خوب نازنين
بيا و بين کاغذا، حضور دستاتو ببين
نظرات شما عزیزان:
|